خبرگزاری حوزه | مقدمه؛ دوازدهم فروردین ماه، نه تنها یک تاریخ در تقویم، بلکه تجسم اراده ملتی است که در بزنگاه تاریخ، مسیر خود را با اتکا به ایمان، استقلال و اقتدار ملی برگزید. این روز، حاصل رفراندوم باشکوهی بود که در آن، مردم ایران با قاطعیت، طومار نظام پادشاهی را درهم پیچیده و پیمان ناگسستنی خود را با «جمهوری اسلامی» به عنوان تنها هویت سیاسی-اجتماعی خویش اعلام داشتند. انتخاب جمهوری اسلامی، صرفاً یک تغییر نظام حکومتی نبود؛ بلکه گزینشی آگاهانه در برابر مدلهای لیبرال دموکراسی غربی، سوسیالیسم شرقی و استبداد سنتی بود؛ فریادی رسا از هویت ایرانی-اسلامی که بر مبنای عدالت، آزادی معنوی و استقلال بنا نهاده شده بود.
تحلیل تاریخی: ریشهها و دستاوردهای ایستادگی
انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران و جهان بود. این انقلاب، که از بطن جامعه و با مشارکت گسترده مردمی شکل گرفت، توانست ساختارهای پوسیده شاهنشاهی را در هم شکسته و الگوی نوینی از حکومتداری را ارائه دهد. دستاوردهای جمهوری اسلامی در طول بیش از چهار دهه، در عرصههای مختلف قابل رصد است:
استقلال سیاسی و نفی سلطهپذیری:
مهمترین میراث انقلاب، قطع دست بیگانگان، به ویژه آمریکا و شوروی سابق، از مقدرات کشور بود. شعار «نه شرقی، نه غربی» صرفاً یک شعار نبود، بلکه مبنای سیاست خارجی و تضمینکننده اقتدار ملی در برابر قدرتهای جهانی گردید.
مردمسالاری دینی: برگزاری دهها انتخابات در سطوح مختلف، مشارکت فعال مردم در تعیین سرنوشت خویش، و نظام مردمسالاری دینی که برآمده از رای مردم و پایبند به ارزشهای اسلامی است، نمونهای بیبدیل در منطقه و جهان است.
پیشرفتهای علمی و فناوری: جمهوری اسلامی در سایه اتکا به توان داخلی و بومیسازی دانش، در عرصههای پیچیدهای چون فناوری هستهای، هوافضا، پزشکی و نانو، به دستاوردهای چشمگیری نائل آمده است.
تقویت هویت ملی و اسلامی: انقلاب اسلامی، ضمن احیای هویت عمیق ایرانی-اسلامی، موجبات بیداری اسلامی در منطقه و جهان را فراهم آورد و الهامبخش ملتهای آزادیخواه شد.
چالشهای منطقهای و توطئههای چندوجهی: صفآرایی قدرتها علیه کیان انقلاب
امروز، جمهوری اسلامی ایران در قلب منطقهای پرآشوب واقع شده است؛ منطقهای که شاهد صفآرایی پیچیدهای از سوی قدرتهای استکباری، با محوریت محور عبری-غربی و با همراهی برخی بازیگران منطقهای، علیه استقلال، امنیت و تمامیت ارضی ایران است. این توطئهها، ابعاد گوناگونی به خود گرفتهاند:
جنگ اقتصادی و فشار حداکثری:
تحریمهای ظالمانه و تلاش برای فلج کردن اقتصاد کشور، در کنار ایجاد ناامنی و اختلال در زنجیرههای تأمین، بخشی از پروژه فشار حداکثری است که با هدف به ستوه آوردن ملت و ایجاد نارضایتی عمومی طراحی شده است.
جنگ نرم و تهاجم فرهنگی: استفاده از ابزارهای رسانهای، شبکههای اجتماعی و فضای مجازی برای القای شبهه، ترویج ناامیدی، تخریب چهره انقلاب و نظام، و تضعیف سرمایههای اجتماعی و فرهنگی، از محورهای اصلی این جنگ است.
توطئههای امنیتی و منطقهای: تلاش برای ایجاد ناامنی در مرزها، حمایت از گروههای معاند و تجزیهطلب، و همچنین استفاده از ظرفیتهای برخی کشورهای منطقه برای ایجاد تنش و بیثباتی، بخشی از پروژه برهم زدن معادلات امنیتی منطقه و زمینگیر کردن ایران است.
فشل کردن دیپلماسی و انزوای رسانهای: تلاش برای انزوای سیاسی ایران در عرصه بینالملل، ایجاد روایتهای نادرست از تحولات ایران، و تضعیف قدرت چانهزنی دیپلماتیک کشور، از دیگر ابعاد این توطئههاست.
چرایی ایستادگی: منطق مقاومت و چشمانداز آینده
در مواجهه با این حجم از توطئه، چرا جمهوری اسلامی ایران همچنان بر مواضع اصولی خود استوار است؟ پاسخ در چند لایه قابل تبیین است:
1. پشتوانه مردمی: اعتماد و همراهی ملت، بزرگترین سرمایه و سپر دفاعی نظام در برابر فشارهای بیرونی است. اراده ملت، که در ۱۲ فروردین تجلی یافت، همچنان موتور محرکه مقاومت است.
2. اقتدار دفاعی و بازدارندگی: توسعه توانمندیهای دفاعی، به ویژه در حوزه موشکی و پهپادی، به یک عامل بازدارنده قوی در برابر تجاوزات احتمالی تبدیل شده است.
3. سیاست خارجی مبتنی بر هویت: جمهوری اسلامی با اتکا به گفتمان مقاومت و عدالتخواهی، توانسته است جایگاه تأثیرگذاری در معادلات منطقهای کسب کند و از منافع ملی خود در برابر فشارهای قدرتهای جهانی دفاع نماید.
ایرج حجازی؛ نویسنده حوزه دین و رسانه










نظر شما